موضوعی را در قالبی تازه مطرح، تنظیم یا توصیف کردن تا شکل یا برداشت از آن تغییر کند.
مثالهای طبیعی
The committee recast the plan as a public investment.
کمیته طرح را در قالب نوعی سرمایهگذاری عمومی بازتعریف کرد.
Could we recast this chapter in simpler language?
میتوانیم این فصل را با زبانی سادهتر بازنویسی کنیم؟
The mayor has recast the failure as a lesson.
شهردار شکست را بهصورت درسی آموزنده بازتعریف کرده است.
نکتهٔ کاربردی
recast بر تغییر محسوسِ شکل یا تفسیر تأکید دارد؛ صرفاً تکرار مطلب قبلی نیست.
