از جایگاه قبلی عقبرفتن یا دورترشدن.
مثالهای طبیعی
Floodwaters receded overnight, exposing the road again.
آب سیلاب در طول شب فروکش کرد و جاده دوباره نمایان شد.
The sea recedes as the tide goes out.
وقتی جزر رخ میدهد، دریا عقب میرود.
His hairline began receding in his thirties.
خط رویش موی او در دههٔ سی زندگیاش شروع به عقبرفتن کرد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب دربارهٔ آب سیلاب، جزرومد، خط رویش مو و اجسام دورشونده به کار میرود.
