دربارهٔ مبلغ یا پولی که به کسی یا نهادی بدهکارند و قرار است دریافت شود.
مثالهای طبیعی
The amount receivable from customers rose sharply.
مبلغ قابل دریافت از مشتریان بهشدت افزایش یافت.
Interest receivable next quarter is included in the forecast.
سود قابل دریافت در سهماههٔ بعد در پیشبینی مالی لحاظ شده است.
The sum receivable under the agreement remains unpaid.
مبلغ قابل دریافت طبق قرارداد همچنان پرداخت نشده است.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی تجاری، receivable اغلب بعد از اسم قرار میگیرد. accounts receivable اصطلاح ثابت حسابداری به معنای «حسابهای دریافتنی» است.
