معنی ۱neutral · 89%
ظرف یا محفظهای که برای نگهداری یا جمعآوری چیزی ساخته شده است.
مثالهای طبیعی
Place used cups in the marked receptacle.
لیوانهای استفادهشده را در مخزن علامتگذاریشده بیندازید.
The barrel serves as a receptacle for rainwater.
این بشکه برای جمعآوری آب باران به کار میرود.
Organizers installed additional receptacles near the food stalls.
برگزارکنندگان کنار غرفههای غذا چند سطل زبالهٔ دیگر نصب کردند.
نکتهٔ کاربردی
receptacle نسبت به container یا bin رسمیتر است و زمانی مناسب است که کارکردِ دریافت و نگهداریِ مادهای خاص اهمیت داشته باشد.
