کسی که کارش استقبال از مراجعان و پاسخدادن به پرسشهای آنها در بخش پذیرش است.
مثالهای طبیعی
The receptionist gave us our room key.
مسئول پذیرش کلید اتاقمان را به ما داد.
A receptionist answered my call this morning.
امروز صبح یکی از کارکنان پذیرش به تماس من پاسخ داد.
Please ask the receptionist for directions.
لطفاً برای پرسیدن مسیر از مسئول پذیرش کمک بگیرید.
نکتهٔ کاربردی
Receptionist شخصِ شاغل در پذیرش است؛ reception به میز یا محل پذیرش اشاره دارد.
