معنی ۱neutral · 95%
دستور تهیهٔ یک غذا یا نوشیدنی مشخص
مثالهای طبیعی
I followed a recipe for vegetable soup.
من از یک دستور پخت برای سوپ سبزیجات استفاده کردم.
This recipe came from my grandmother.
این دستور پخت از مادربزرگم به من رسیده است.
The website has hundreds of easy recipes.
این وبسایت صدها دستور پخت ساده دارد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از نام غذا یا نوشیدنیای که تهیه میشود از recipe for استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— دستور تهیهٔ یک غذای مشخص

