معنی ۱neutral · 85%
از حفظ و با صدای بلند گفتن شعر، سخنرانی یا بخشی از متن.
مثالهای طبیعی
Her recitation of the poem impressed the audience.
ازبرخوانی شعرِ او تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.
We practiced recitation before the final performance.
پیش از اجرای نهایی، ازبرخوانی را تمرین کردیم.
The event included three recitations by local students.
این رویداد شامل سه اجرای ازبرخوانی از سوی دانشآموزان محلی بود.
نکتهٔ کاربردی
هم برای خودِ عمل خواندن و هم برای یک اجرای مشخص به کار میرود.
