فرایند قابلاستفاده کردنِ دوبارهٔ زمین یا ایجاد زمین قابلاستفاده از محدودههای آبی یا آسیبدیده.
مثالهای طبیعی
Land reclamation expanded the coastal industrial area.
احیای زمین، محدودهٔ صنعتی ساحلی را گسترش داد.
The reclamation of abandoned mines requires careful planning.
احیای معادن متروکه به برنامهریزی دقیق نیاز دارد.
Residents opposed reclamation near the wetlands.
ساکنان با عملیات زمینسازی در نزدیکی تالابها مخالفت کردند.
نکتهٔ کاربردی
reclamation میتواند شامل پر کردن بخشی از آب برای ایجاد زمین یا احیای زمین آسیبدیده باشد؛ آثار زیستمحیطی آن به پروژه بستگی دارد.
