معنی ۱neutral · 95%
کسی یا چیزی را شناختن چون قبلاً او یا آن را دیده، شنیده یا میشناختی.
مثالهای طبیعی
I recognized her at once.
او را فوراً شناختم.
She recognized his voice.
او صدای او را شناخت.
We recognized the old street.
خیابان قدیمی را شناختیم.
نکتهٔ کاربردی
برای شخص، چهره، صدا یا مکانی که از قبل میشناسی از recognize استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک چهره را شناختن یا بهجا آوردن

