معنی ۱neutral · 90%
پیشنهاد یا توصیهای دربارهٔ اینکه فرد چه چیزی را انتخاب یا چه کاری انجام دهد
مثالهای طبیعی
Can you give me a restaurant recommendation?
میتوانی یک رستوران به من پیشنهاد کنی؟
The report makes several practical recommendations.
گزارش چند توصیهٔ کاربردی ارائه میکند.
We booked the hotel on her recommendation.
ما با توصیهٔ او آن هتل را رزرو کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Recommendation` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— توصیه کردن یا انتخابی را پیشنهاد دادن

