روابط دوستانه را میان افرادی که با هم در تعارض بودهاند دوباره برقرار کردن
مثالهای طبیعی
The mediator reconciled the estranged brothers.
میانجی دو برادرِ ازهمدورافتاده را با هم آشتی داد.
She reconciled two colleagues after months of tension.
او پس از ماهها تنش دو همکار را با هم آشتی داد.
The agreement reconciled former rivals within the coalition.
این توافق رقبای سابق را درون ائتلاف با هم آشتی داد.
نکتهٔ کاربردی
`Reconcile` بر بازگرداندن روابطی قابلهمکاری یا دوستانه تمرکز دارد، نه صرفاً پایان دادن به یک مشاجره.
