پیش از اقدام، منطقهای را برای گردآوری اطلاعات و سنجیدن شرایط بررسی کردن.
مثالهای طبیعی
The guides will reconnoiter the pass before the climb.
راهنماها پیش از صعود، گردنه را شناسایی خواهند کرد.
Rescue teams reconnoitered the flooded neighbourhood by boat.
گروههای امداد محلهٔ سیلزده را با قایق شناسایی کردند.
Organizers are reconnoitering the grounds before placing the tents.
برگزارکنندگان پیش از برپا کردن چادرها مشغول بررسی محوطهاند.
نکتهٔ کاربردی
Reconnoiter رسمی است و به عملیات شناسایی شباهت دارد؛ در گفتوگوهای روزمره inspect یا survey رایجترند.
