دربارهٔ تصمیمی دوباره فکر کردن، با این احتمال که تغییرش دهیم.
مثالهای طبیعی
The council reconsidered its decision after protests.
شورا پس از اعتراضها در تصمیمش تجدیدنظر کرد.
Would you reconsider moving abroad next year?
حاضری دربارهٔ مهاجرت در سال آینده تجدیدنظر کنی؟
We may need to reconsider our budget.
شاید لازم باشد بودجهمان را دوباره بررسی کنیم.
نکتهٔ کاربردی
بعد از reconsider مستقیماً موضوع تصمیم یا فعل با -ing میآید.
