فرایند دوباره ساختن یا ترمیم چیزی که آسیب دیده یا نابود شده است
مثالهای طبیعی
Reconstruction of the bridge began soon after the flood.
بازسازی پل کمی پس از سیل آغاز شد.
The district remains under reconstruction after last year's earthquake.
این منطقه پس از زلزلهٔ سال گذشته همچنان در حال بازسازی است.
Post-war reconstruction transformed the country's transport network.
بازسازی پس از جنگ شبکهٔ حملونقل کشور را دگرگون کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر فرایند بازسازی ساختارهای فیزیکی یا نهادی پس از آسیب جدی تمرکز دارد.
