معنی ۱neutral · 95%
صدا، تصویر یا اطلاعات را ذخیره کردن تا بعداً قابل استفاده باشند.
مثالهای طبیعی
She recorded the song on her phone.
او آهنگ را با گوشیاش ضبط کرد.
He recorded the main points.
او نکات اصلی را ثبت کرد.
We are recording a short film.
ما در حال ضبط یک فیلم کوتاه هستیم.
نکتهٔ کاربردی
برای صدا، ویدیو یا اطلاعاتی که برای استفادهٔ بعدی ذخیره میشوند از record استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک ویدیو را ضبط کردن

