دستگاهی برای ضبط صدا تا بتوان بعداً دوباره به آن گوش داد.
مثالهای طبیعی
The reporter placed a recorder on the table.
خبرنگار یک دستگاه ضبط صدا روی میز گذاشت.
Please switch off the recorder after the meeting.
لطفاً بعد از جلسه دستگاه ضبط صدا را خاموش کنید.
Her digital recorder captured the entire performance.
دستگاه ضبط صدای دیجیتال او تمام اجرا را ثبت کرد.
نکتهٔ کاربردی
recorder به دستگاه مستقلی برای ضبط صدا گفته میشود؛ تلفن همراه هم ممکن است برنامهٔ ضبط داشته باشد.
