امکان یا عملِ رجوعکردن به فرد، نهاد یا راهکاری برایِ کمکگرفتن یا حلِ مشکل.
مثالهای طبیعی
The neighbors settled the dispute without recourse to lawyers.
همسایهها بیآنکه به وکلا متوسل شوند، اختلاف را حل کردند.
Workers retain recourse to an independent appeals panel.
کارکنان همچنان حقِ مراجعه به هیئتِ مستقلِ تجدیدنظر را دارند.
Legal recourse remains possible if the refund is denied.
اگر بازپرداختِ وجه رد شود، همچنان امکانِ پیگیریِ حقوقی وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
Recourse اسمِ شمارشپذیر به معنایِ یک راهحل نیست؛ در کاربردِ عمومیِ استاندارد a recourse نمیگویند.
