قابل پیدا کردن یا بازگرداندن پس از گم شدن، حذف شدن یا آسیب دیدن.
مثالهای طبیعی
Fortunately, most deleted files were recoverable.
خوشبختانه بیشتر فایلهای حذفشده قابل بازیابی بودند.
The damaged manuscript may still be recoverable.
شاید هنوز بتوان دستنوشتهٔ آسیبدیده را ترمیم کرد.
Keep copies so your data remain recoverable.
نسخههای پشتیبان نگه دارید تا دادههایتان قابل بازیابی بمانند.
نکتهٔ کاربردی
recoverable یعنی امکان بازیابی وجود دارد؛ نه اینکه اطلاعات بالفعل بازیابی شدهاند.
