معنی ۱neutral · 90%
فرایند پیداکردن، جذب و انتخاب افراد برای پیوستن به یک سازمان یا فعالیت
مثالهای طبیعی
Recruitment has become more difficult in some technical fields.
جذب نیرو در برخی حوزههای فنی دشوارتر شده است.
The recruitment process includes two interviews and a practical test.
فرایند جذب نیرو شامل دو مصاحبه و یک آزمون عملی است.
Student recruitment begins several months before applications close.
جذب دانشجو چند ماه پیش از پایان مهلت درخواستها آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
`Recruitment` نام فرایند کلی است؛ `recruiting` نیز برای کارِ فعالِ پیداکردن داوطلبان رایج است.

