معنی ۱neutral · 85%
دارای چهار ضلع مستقیم و چهار گوشهٔ قائمه، به شکل مستطیل
مثالهای طبیعی
We need a rectangular dining table.
به یک میز ناهارخوری مستطیلی نیاز داریم.
The window is rectangular rather than round.
پنجره مستطیلی است، نه گرد.
They planted flowers around a rectangular pond.
آنها دور برکهای مستطیلی گل کاشتند.
نکتهٔ کاربردی
مربع از نظر هندسی نوعی مستطیل است، اما در کاربرد روزمره معمولاً rectangular را در مقابل square به کار میبرند.
