قرمز شدن یا قرمز کردن چیزی.
مثالهای طبیعی
Her cheeks reddened when everyone applauded.
وقتی همه تشویق کردند، گونههایش سرخ شد.
The evening light reddened the clouds.
نور غروب ابرها را سرخ کرد.
Why does my skin redden in cold weather?
چرا پوستم در هوای سرد قرمز میشود؟
نکتهٔ کاربردی
فعل redden هم برای تغییر رنگ خودِ چیز و هم برای عامل قرمزکننده به کار میرود.
