معنی ۱neutral · 90%
کالا یا مرسولهای را بار دیگر به دست گیرندهٔ موردنظر رساندن یا برای رساندن آن اقدام کردن.
مثالهای طبیعی
The courier will redeliver the package tomorrow.
پیک فردا دوباره بسته را تحویل میدهد.
They redelivered the missing parts at no extra charge.
آنها قطعات مفقودشده را بدون دریافت هزینهٔ اضافی دوباره تحویل دادند.
If nobody answers, we redeliver the next working day.
اگر کسی پاسخ ندهد، روز کاری بعد دوباره برای تحویل اقدام میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند re- به تلاش مجدد برای تحویل اشاره دارد، نه الزاماً تغییر مقصد.
