redundant
C1صفت/US /rɪdˈʌndənt/ rĭd-ŬND-ənt; UK /rɪdˈʌndənt/ rĭd-ŬND-ənt/
حشوی، رمزافزونه، افزونه
JadoLearn Dictionary
معنی redundant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حشوی، رمزافزونه، افزونه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیر ضروری
بیش از حد، مفرط، بیشازاندازه
پرپشت، فیض بخش
سرشار، لبریز
وافر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.