دربارهٔ صدا یا آواز، زیر و نازک و تا حدی تو دماغی.
مثالهای طبیعی
His reedy voice was clearly audible above the piano.
صدای زیر و نازکش حتی از صدای پیانو هم بهوضوح شنیده میشد.
The harmonica produced a reedy tone.
سازدهنی آوایی نازک و نیمانند تولید کرد.
She sounded reedy after a long illness.
پس از بیماری طولانی، صدایش نازک و تو دماغی شده بود.
نکتهٔ کاربردی
reedy کیفیت صدا را توصیف میکند، نه الزاماً بلندی آن را؛ صدای reedy ممکن است بلند هم باشد.
