عمل انتخاب دوبارهٔ کسی برای یک سمت.
مثالهای طبیعی
The governor campaigned hard for reelection.
فرماندار برای انتخاب دوبارهاش سخت تبلیغ کرد.
Her reelection surprised several political analysts.
انتخاب مجدد او چند تحلیلگر سیاسی را غافلگیر کرد.
Can he win reelection without rural support?
آیا او میتواند بدون حمایت روستاییان دوباره در انتخابات پیروز شود؟
نکتهٔ کاربردی
در ترکیبهای win reelection و seek reelection معمولاً حرف تعریف نمیآید.
