refine
C1اسم/US /rəfˈaɪn/ rəf-ĪN; UK /rəfˈaɪn/ rəf-ĪN/
قال کردن، تصفیه کردن، پالایش کردن
JadoLearn Dictionary
معنی refine به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قال کردن، تصفیه کردن، پالایش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
واضح کردن
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.