دارای ظرافت، زیبایی و توجه دقیق به جزئیات.
مثالهای طبیعی
The revised design looks more refined.
طرح اصلاحشده ظریفتر به نظر میرسد.
They served a refined version of the traditional dish.
آنها نسخهای ظریفتر از غذای سنتی سرو کردند.
His refined manners impressed the visiting guests.
رفتار مؤدبانه و ظریف او مهمانان را تحتتأثیر قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
refined هم به بهبود دقیق و هم به رفتار ظریف و آراسته اشاره میکند.
