معنی ۱neutral · 87%
شخص یا شرکتی که مواد خام را برای جدا کردن ناخالصیها فرآوری و تصفیه میکند.
مثالهای طبیعی
The refiner purchased crude oil from several producers.
شرکت پالایشگر از چند تولیدکننده نفت خام خرید.
Gold refiners faced higher transport costs last year.
شرکتهای تصفیهٔ طلا سال گذشته با هزینههای حملونقل بالاتری مواجه شدند.
She worked for a sugar refiner near the port.
او در یک شرکت تصفیهٔ شکر نزدیک بندر کار میکرد.
نکتهٔ کاربردی
refiner شخص یا بنگاهی است که ماده را تصفیه میکند؛ refinery نام تأسیسات یا کارخانهای است که معمولاً این کار در آن انجام میشود.
