وسیله یا سطحی که نور را به سمت منبع بازمیگرداند.
مثالهای طبیعی
A reflector on the bicycle improved visibility.
یک بازتابنده روی دوچرخه باعث شد بهتر دیده شود.
Have you attached reflectors to your backpack?
آیا بازتابندهها را به کولهپشتیات وصل کردهای؟
The photographer positioned a reflector beside the model.
عکاس بازتابندهای را کنار مدل قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
بازتابنده نور را برمیگرداند، اما چراغ خودش نور تولید میکند.
