معنی ۱neutral · 90%
تغییری که با هدف بهبود یک نظام، نهاد، قانون یا رویهٔ تثبیتشده انجام میشود
مثالهای طبیعی
Education reform became a central issue during the review.
اصلاحات آموزشی در جریان بازبینی به موضوعی محوری تبدیل شد.
The reform introduced stronger protections for temporary workers.
این اصلاح حمایتهای بیشتری برای کارکنان موقت ایجاد کرد.
Officials proposed reforms to simplify the licensing process.
مقامها اصلاحاتی برای سادهسازی فرایند صدور مجوز پیشنهاد کردند.
نکتهٔ کاربردی
`reform` معمولاً تغییر عمدی با هدف بهبود را القا میکند، نه جایگزینی کامل یک نظام.
