فرایند سرد نگه داشتن مواد برای جلوگیری از خراب شدن.
مثالهای طبیعی
Fresh fish requires reliable refrigeration.
ماهی تازه به نگهداری مطمئن در سرما نیاز دارد.
The restaurant lost refrigeration during the outage.
هنگام قطعی برق، سیستم سرمایش رستوران از کار افتاد.
Without refrigeration, these vaccines might spoil.
این واکسنها بدون نگهداری در سرما ممکن است فاسد شوند.
نکتهٔ کاربردی
refrigeration معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای اشاره به دستگاه میتوان گفت a refrigeration unit.
