پسدادن پول به کسی که برای چیزی هزینه کرده است.
مثالهای طبیعی
The shop refunded the full price.
فروشگاه کل مبلغ را پس داد.
We will refund you the delivery charge.
هزینهٔ ارسال را به شما برمیگردانیم.
They refunded my ticket yesterday.
دیروز پول بلیتم را پس دادند.
نکتهٔ کاربردی
Refund فعل متعدی است: refund the cost یا refund someone the cost. شکل مجهول هم رایج است: the money was refunded.
