مواد دورریختنی یا چیزهای ناخواستهای که افراد آنها را دور میاندازند.
مثالهای طبیعی
Volunteers collected refuse along the riverbank.
داوطلبان در امتداد ساحل رودخانه زباله جمع کردند.
The council provides bins for household refuse.
شهرداری برای زبالههای خانگی سطل فراهم میکند.
Piles of refuse attracted rats behind the shops.
تودههای زباله پشت مغازهها موشها را جذب کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
اسم refuse به تلفظ /ˈrefjuːs/ معنی زباله دارد؛ فعل refuse با تلفظ /rɪˈfjuːz/ به معنی رد کردن است.
