چیزی که بتوان با دلیل یا شاهد، نادرست بودنش را نشان داد.
مثالهای طبیعی
The theory is refutable if new evidence contradicts it.
اگر شواهد تازهای خلاف این نظریه را نشان دهند، میتوان آن را ابطال کرد.
Her account was refutable using security footage.
فیلم دوربینهای امنیتی میتوانست روایت او را رد کند.
The minister made a refutable claim about unemployment figures.
وزیر دربارهٔ آمار بیکاری ادعایی مطرح کرد که امکان رد آن با شواهد وجود داشت.
نکتهٔ کاربردی
refutable یعنی قابلیت ابطال وجود دارد، نه اینکه ادعا قبلاً باطل شده باشد. refuted میگوید ادعا با شواهد به چالش کشیده یا رد شده است.
