معنی ۱neutral · 90%
بدون اینکه یک واقعیت، شرط یا دشواری خاص بر نتیجه اثر بگذارد
مثالهای طبیعی
The deadline is difficult, but we must continue regardless.
مهلت دشوار است، اما با این حال باید ادامه دهیم.
Regardless of the weather, the ceremony will proceed outdoors.
صرفنظر از وضعیت هوا، مراسم در فضای باز برگزار خواهد شد.
Regardless, the committee approved the revised proposal.
با این حال، کمیته پیشنهاد اصلاحشده را تصویب کرد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم یا شکل `-ing`، `regardless of` شکل معیار است؛ `regardless` مستقل اغلب به مانعی که قبلاً گفته شده برمیگردد.
