معنی ۱neutral · 86%
یگان سازمانیافتهای از سربازان که بخشی از یک ارتش است.
مثالهای طبیعی
The regiment crossed the border at dawn.
هنگ هنگام سپیدهدم از مرز عبور کرد.
She served in a cavalry regiment.
او در یک هنگ سوارهنظام خدمت میکرد.
Several regiments joined the relief operation.
چند هنگ در عملیات امدادرسانی مشارکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
تعداد نیروها و شیوهٔ فرماندهی یک هنگ در ارتشهای مختلف یکسان نیست.
ترکیبهای رایج
— هنگ پیادهنظام
