مأموری که نگهداری سوابق و ثبت رسمی اطلاعات را برعهده دارد.
مثالهای طبیعی
The university registrar confirmed my enrollment.
مسئول ثبتنام دانشگاه، ثبتنام مرا تأیید کرد.
Ask the registrar for a replacement certificate.
برای گرفتن گواهی جایگزین از مسئول ثبت سوابق سؤال کنید.
Did the registrar record the baby's birth?
آیا مأمور ثبت، تولد نوزاد را ثبت کرد؟
نکتهٔ کاربردی
registrar اطلاعات رسمی را ثبت میکند، اما receptionist پاسخگوی مراجعهکنندگان است.
