معنی ۱neutral · 90%
فرایند ثبت رسمی اطلاعات یا نامنویسی برای چیزی
مثالهای طبیعی
Conference registration closes at midnight on Friday.
ثبتنام کنفرانس ساعت دوازده شب جمعه بسته میشود.
The registration requires a valid email address.
این ثبتنام به یک نشانی ایمیل معتبر نیاز دارد.
We received three hundred registrations this week.
این هفته سیصد ثبتنام دریافت کردیم.
نکتهٔ کاربردی
از `registration` هم برای خودِ فرایند و هم، در کاربرد قابلشمارش، برای یک مورد یا سابقهٔ مشخصِ ثبتنام استفاده میشود.

