قاعدهٔ رسمی وضعشده از سوی مرجع ذیصلاح برای کنترل فعالیتها.
مثالهای طبیعی
New safety regulations require protective equipment.
مقررات ایمنی جدید استفاده از تجهیزات حفاظتی را الزامی میکند.
Is there a regulation about noise after midnight?
آیا مقررهای دربارهٔ سروصدا بعد از نیمهشب وجود دارد؟
The factory must comply with environmental regulations.
کارخانه باید مقررات زیستمحیطی را رعایت کند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور یک قاعدهٔ رسمی مشخص است، regulation شمارشپذیر است.
