معنی ۱neutral · 85%
جلسهٔ تمرین برای آمادهشدن جهت یک اجرا یا مراسم، پیش از برگزاری آن
مثالهای طبیعی
Our first rehearsal begins at six tonight.
اولین جلسهٔ تمرین ما امشب ساعت شش شروع میشود.
The couple attended the wedding rehearsal.
این زوج در تمرین مراسم عروسی شرکت کردند.
Several actors missed yesterday’s rehearsal.
چند بازیگر در تمرین دیروز غایب بودند.
نکتهٔ کاربردی
Rehearsal برای آمادهشدن جهت اجراست؛ اجرای اصلی معمولاً برای تماشاگران برگزار میشود.
