معنی ۱neutral · 89%
دربارهٔ هزینهای که طبق ضوابط، میتوان مبلغ آن را به پرداختکنندهٔ اولیه بازگرداند.
مثالهای طبیعی
Taxi fares are reimbursable under our travel policy.
طبق مقررات سفر شرکت ما، هزینهٔ تاکسی قابل بازپرداخت است.
Keep receipts for all reimbursable expenses.
رسید تمام هزینههای قابل بازپرداخت را نگه دارید.
The consultation may be reimbursable by your insurer.
ممکن است شرکت بیمه هزینهٔ این مشاوره را به شما بازپرداخت کند.
نکتهٔ کاربردی
reimbursable یعنی هزینه واجد شرایط بازپرداخت است، نه اینکه پول آن قبلاً به شخص برگشته باشد.
