پولی که بابت هزینهای که کسی پیشتر از جیب خود پرداخته، به او بازگردانده میشود.
مثالهای طبیعی
I submitted receipts for reimbursement of travel costs.
برای بازپرداخت هزینههای سفر، رسیدها را ارائه کردم.
The insurer approved her reimbursement last week.
شرکت بیمه هفتهٔ گذشته با بازپرداخت هزینهٔ او موافقت کرد.
Reimbursements are available for approved hotel stays.
برای اقامتهای تأییدشده در هتل، امکان بازپرداخت هزینه وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
reimbursement معمولاً پس از آن است که هزینهای را از طرف شخص یا نهادی دیگر پرداخت کردهاید؛ refund اغلب به بازگرداندن پولِ خریدِ پسدادهشده مربوط است.
