بیمهای که یک شرکت بیمه میخرد تا بخشی از ریسک مالی خود را به شرکت بیمهٔ دیگری منتقل کند.
مثالهای طبیعی
After the floods, insurers purchased more reinsurance.
پس از سیلها، شرکتهای بیمه پوشش اتکایی بیشتری خریدند.
Reinsurance became more expensive after successive disasters.
پس از وقوع چند فاجعهٔ پیاپی، بیمهٔ اتکایی گرانتر شد.
Without reinsurance, the company could face enormous claims alone.
بدون بیمهٔ اتکایی، شرکت ممکن بود بهتنهایی با خسارتهای مطالبهشدهٔ بسیار سنگینی روبهرو شود.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی تخصصی و غیرقابلشمارش در کسبوکار بیمه است و اغلب در برابر بیمهٔ مستقیم قرار میگیرد.
