انتقال بخشی از ریسکِ بیمهشده به شرکت بیمهٔ دیگر از راه خرید پوشش اتکایی.
مثالهای طبیعی
The insurer reinsured part of its hurricane exposure.
شرکت بیمه بخشی از ریسک خسارتهای ناشی از توفند را بیمهٔ اتکایی کرد.
Smaller firms often reinsure with larger international companies.
شرکتهای کوچکتر اغلب نزد شرکتهای بزرگ بینالمللی بیمهٔ اتکایی میگیرند.
The company is reinsuring its most expensive policies.
این شرکت در حال واگذاری ریسکِ گرانترین بیمهنامههای خود به بیمهگران اتکایی است.
نکتهٔ کاربردی
در صنعت بیمه هم بهصورت متعدی و هم بدون مفعول مستقیم به کار میرود.
