معنی ۱neutral · 90%
از پذیرفتن، تأیید کردن، باور کردن یا استفاده از چیزی خودداری کردن
مثالهای طبیعی
The company rejected his application.
شرکت درخواست او را رد کرد.
She rejected their final offer.
او پیشنهاد نهایی آنها را رد کرد.
The proposal was rejected by the committee.
این پیشنهاد توسط کمیته رد شد.
نکتهٔ کاربردی
`Reject` چیزی را که رد میشود مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.
ترکیبهای رایج
— درخواست یا تقاضایی را نپذیرفتن

