از رخ دادن اتفاقی خوب بسیار خوشحال شدن یا شادی خود را نشان دادن.
مثالهای طبیعی
Her parents rejoiced at the news of her recovery.
والدینش از شنیدن خبر بهبودی او بسیار خوشحال شدند.
The villagers rejoiced when the missing child returned.
روستاییان وقتی کودک گمشده برگشت، غرق شادی شدند.
We rejoice in the success of our students.
ما از موفقیت دانشآموزانمان شادمانیم.
نکتهٔ کاربردی
Rejoice از be happy پرشورتر و رسمیتر است و معمولاً با at، in یا over میآید.
