پس از ترک یک گروه یا فعالیت، دوباره به آن ملحق شدن.
مثالهای طبیعی
She rejoined the team after maternity leave.
او پس از مرخصی زایمان به تیم بازگشت.
Can you rejoin the call after lunch?
میتوانی بعد از ناهار دوباره به تماس بپیوندی؟
He hopes to rejoin his former colleagues.
او امیدوار است دوباره به همکاران سابقش ملحق شود.
نکتهٔ کاربردی
rejoin بدون to مستقیماً نام گروه یا فعالیت را مفعول میگیرد.
