معنی ۱formal · 88%
پاسخی مستقیم به گفتهٔ قبلی، بهویژه جوابی که انتقاد را تند یا زیرکانه پاسخ میدهد.
مثالهای طبیعی
Her rejoinder exposed a flaw in the minister’s figures.
پاسخِ نکتهدارِ او نقصی را در آمارِ وزیر آشکار کرد.
The essay closes with a witty rejoinder to its critics.
مقاله با پاسخی زیرکانه به منتقدانش پایان مییابد.
He offered no rejoinder when challenged about the expenses.
وقتی دربارهٔ هزینهها به چالش کشیده شد، هیچ پاسخی نداد.
نکتهٔ کاربردی
از پاسخِ خنثی جدلیتر است و معمولاً به اظهارِنظر یا چالشی پیشین واکنش نشان میدهد.
