بازگشتِ بیماری یا علائمِ آن پس از دورهای بهبود.
مثالهای طبیعی
The patient suffered a relapse after several symptom-free months.
بیمار پس از چند ماهِ بدونِ علامت، دوباره دچارِ عودِ بیماری شد.
Relapses remain possible even with consistent treatment.
حتی با درمانِ منظم هم احتمالِ عود وجود دارد.
Doctors warned that another relapse could delay discharge.
پزشکان هشدار دادند که عودِ دوباره میتواند ترخیص را به تأخیر بیندازد.
نکتهٔ کاربردی
پس از دورهای بهبود به بازگشتِ علائم اشاره میکند؛ اصطلاحی پزشکی است، اما در انگلیسیِ عمومی نیز شناختهشده است.
