معنی ۱neutral · 89%
ارتباط میان دو شخص، گروه، چیز یا موقعیت
مثالهای طبیعی
The study examined the relation between diet and sleep.
پژوهش رابطهٔ میان رژیم غذایی و خواب را بررسی کرد.
Trade relations between the companies improved.
روابط تجاری میان شرکتها بهتر شد.
This issue has no relation to our current problem.
این موضوع هیچ ارتباطی با مشکل فعلی ما ندارد.
نکتهٔ کاربردی
`Relation` اغلب در بافتهای رسمی دیده میشود؛ برای ارتباطهای شخصی `relationship` رایجتر است.

